نقدی بر مناظره موسوی و احمدی نژاد، زمانی که گرگها بر سر قدرت یکدیگر را می درند
مناظره موسوی و احمدی نژاد، یکی از بی سابقه ترین دعواهای پس از انقلاب بر سر قدرت بود که بی پرده و علنی و بدون سانسور در برابر چشم میلیونها ایرانی انجام شد. شاید کمتر کسی انتظار دیدن چنین مناظره ای را داشت.
در مناظره میان موسوی و احمدی نژاد که هر دو رقیب حملات شدیدی را علیه یکدیگر ترتیب دادند، سخنانی بر زبان آمد که شاید اوضاع را در روزهای آینده حساس تر و پرتنش تر نماید. در این مناظره احمدی نژاد با حمله های شدیداللحن به رؤسای جمهوری سابق یعنی هاشمی رفسنجانی و خاتمی گفت که این رقابت میان چهار کاندیدا نیست، بلکه اتحاد سه نفر بر علیه یک نفر برای ساقط کردن وی است. او با انتقاد شدید از هاشمی رفسنجانی که یکی از ارکان مهم رژیم جمهوری اسلامی در تمام سی سال پس از انقلاب بوده است، وی را بازیگردان اصلی پشت صحنه نامید که می خواهد اشراف گری ای را که در زمان هاشمی پایه گذاری شد با روی کار آوردن موسوی ادامه دهد. روزنامه "ایران" هم که از حامیان سرسخت احمدی نژاد در عرصه مطبوعات است، در صفحه اول خود در روز چهارشنبه 13 خرداد از قول احمدی نژاد تیتر زده بود که "می خواهند حلقه شکسته قدرت را بازسازی کنند". احمدی نژاد در این مناظره در واقع روی سخن خود را موسوی نمی دید، بلکه بیشتر طرف حساب خود را هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی به حساب می آورد.
احمدی نژاد در ابتدای سخنان خود ادعایی را مطرح کرد که برای اولین بار به گوش می رسید. او گفت که هاشمی رفسنجانی پس از به قدرت رسیدن وی پیامی به پادشاه یکی از کشورهای عربی فرستاده که «نگران نباشید، دولت احمدی نژاد تا شش ماه دیگر سقوط خواهد کرد»
میرحسین موسوی طرف مناظره احمدی نژاد، در حالی که بارها از آینده کشور ابراز نگرانی کرد، با رگباری از حملات علیه سیاست خارجی احمدی نژاد و اشاره به مواردی که باعث خدشه دار شدن نام و اعتبار ایرانیان در دنیا گردیده است، مانند پرداختن به قضیه هولوکاست و آزادی ملوانان انگلیسی در پی فشارهای لندن و بدرقه آنان از سوی احمدی نژاد با کت و شلوارهای اهدایی و همچنین ادعای توطئه چینی آمریکاییها برای ربودن وی در عراق، احمدی نژاد را به خیالبافی و توهم و خرافه گرایی و شکست در سیاست های خارجی متهم کرد و سیاستهای اقتصادی وی در داخل را باعث تضعیف و نابودی اقتصاد ایران دانست و دولت وی را به قانون گریزی و دیکتاتوری متهم کرد. در پاسخ به حملات موسوی، احمدی نژاد باز به خیالپردازی روی آورد و موقعیت ایران را در عرصه جهانی بسیار خوب توصیف کرد و ادعا کرد که در زمان او ایران عزت خود را در دنیا به دست آورده است! این در حالی است که ایران از لحاظ بین المللی به شدت منزوی شده و دوستان زیادی جز چند کشور محتاج و نان به نرخ روز خور دردنیا برایش باقی نمانده است.
احمدی نژاد نفی هولوکاست و سخنان جنجال برانگیزش در این مورد را که به حیثیت ایران لطمه وارد کرده است، مورد تایید شخص رهبر دانست و گفت که این حرفها را که من زدم، به تایید رهبری رسیده است و ادعا کرد که با طرح نفی هولوکاست، نسبت به اتهامات اروپا در مورد نقض حقوق بشر در ایران واکنش نشان داده است!
حال چگونه میشود با پیش کشاندن یک واقعه تلخ تاریخی که بی چون و چرا واقعیت دارد و شکی بر آن نمی توان داشت، این همه اعدام و شکنجه و سنگسار و له شدن حقوق شهروندی در ایران را توجیه کرد، معمای بی جوابی است که احمدی نژاد باید پاسخگوی آن باشد! یعنی اگر اتحادیه اروپا اعدام و سنگسار را در ایران محکوم می کند، برای شانه خالی کردن ازمسئولیت، باید ادعا کرد که شش میلیون یهودی بی دفاع در زمان هیتلر، وحشیانه قتل عام نشده اند!! حال در این میان پیدا کنید پرتقال فروش را!
نکته جالب دیگری که احمد نژاد بر زبان راند و میر حسین موسوی نیز آنرا تکذیب نکرد، این بود که به گفته احمدی نژاد، موسوی نیز در زمان نخست وزیری خواهان محو اسرائیل شده بود و قرار بود در آن زمان برای نبرد با اسرائیل نیرو به لبنان اعزام کنند! ظاهراً سیاست پرهزینه ادعای محو اسرائیل مورد اقبال تمام آقایان است و از این بابت فرقی میان احمدی نژاد و موسوی نیست. به علاوه میرحسین موسوی در این مناظره به طور علنی گفت که ما با مردم اسرائیل دوستی نداریم! یعنی همان سیاست مخربی که احمدی نژاد در برابر اسرائیل در پیش گرفته و گویی میرحسین نیز اگر به جای او بنشیند، بر همان روش خواهد بود ولی شاید به شیوه هایی دیگر!
در بخش دیگری از این مناظره احمدی نژاد با نشان دادن مدرک دکترای همسر میرحسین موسوی یعنی زهرا رهنورد در برابر دوربین تلویزیون ، آنرا غیر قانونی دانست و گفت که همسر شما بر خلاف قانون استاد دانشگاه و سپس رئیس دانشگاه شده و مدرک دکترای او حقیقی نیست که واکنش موسوی را در پی داشت که همسر خود را مهمترین روشنفکر زن ایران دانست، حال با چه معیار و ترازویی ایشان این صفت عالی را به همسر خود نسبت داد، باید از خود میر حسین موسوی پرسید! اما به نظر می آید که این کار یکی از اشتباهات تاکتیکی احمدی نژاد در این مناظره بود چراکه ممکن است با تاثیر احساسی و عاطفی ای که در میان برخی مخاطبان برجای می گذارد به ضرر احمدی نژاد تمام شود.
موضوع دانشجویان ستاره دار نیز بخشی از مناظره بود که احمدی نژاد اصل ماجرا را به زمان دکتر معین وزیر علوم دولت خاتمی نسبت می داد و میرحسین موسوی آن را یکی از بی قانونی های دولت احمدی نژاد می شمرد.
میرحسین موسوی در کل مناظره تقزیباً بر کلمات مسلط نشان نمی داد و گاهی برای جمع بندی حرفهایش دچار مشکل میشد و بارها و بارها از کلمه «چیز» استفاده کرد ولی در مقابل او، احمدی نژاد در سخنانش مسلط تر به نظر می آمد و حرکات دست و صورت را در جلوی دوربین بهتر انجام می داد.
اما جنجالی ترین و مهم ترین نکته در این مناظره، آوردن نام رفسنجانی و پسران وی و ناطق نوری و آقازاده اش از سوی احمدی نژاد بود که آنان را به فساد مالی متهم کرد که در واقع چیزی به جز دزدی سران نظام و پسرانشان معنی نمی دهد. احمدی نژاد گفت : « پسر ناطق نوری چطور میلیاردر شده؟ خود ناطق نوری چگونه زندگی می کند؟ پسران هاشمی رفسنجانی چگونه میلیاردر شده اند؟»
بدین گونه سخنان احمدی نژاد، به صورت غیر مستقیم شخص خامنه ای رهبر نظام را نیز به زیر سوال می برد، چرا که علی اکبر ناطق نوری، مشاور بلندپایه رهبر جمهوری اسلامی و از نزدیکان اوست و چنانچه فساد مالی او و خانواده اش واقعیت داشته باشد، شخص رهبر نیز در مظان اتهام قرار می گیرد که چنین مشاوران فاسدی را دور خود جمع نموده است.
غلامحسن کرباسچی و محسن صفایی فراهانی نیز به صراحت از سوی احمدی نژاد متهم به رانت خواری و جمع آوری اموال غیر مشروع شدند.
دعوای این دو کاندیدا بر سر تصاحب پست ریاست جمهوری و سخنانی که میان این دو رد و بدل شد که در طول رقابتهای انتخاباتی پس از انقلاب بی سابقه بود، نشان داد نظام جمهوری اسلامی از ابتدا تا کنون چقدر از درون به فساد و دزدی گرفتار بوده و زمانی که گرگها برای لقمه چربی به نام قدرت باهم درگیر می شوند، به یکدیگر رحم نکرده وچگونه به قول معروف پته یکدیگر را بر روی آب می ریزند!
با مناظره شب گذشته باید انتظار مناظره های داغ تری میان کروبی و رضایی با احمدی نژاد و واکنش یکی از مهمترین ارکان قدرت در جمهوری اسلامی، یعنی هاشمی رفسنجانی نسبت به سخنان احمدی نژاد بر علیه خانواده اش بود. شاید این سخنان برای احمدی نژاد گران تمام شود.
اما در مجموع از حملات بی سابقه طرفین به یکدیگر که بگذریم، چیزی که بیش از همه رخ می نمود این بود که هیچیک از دو کاندیدا برنامه ای برای کشور و مردم نداشتند و تنها به حملات تند و تیز علیه یکدیگر پرداختند، و این نشان دهنده آن است که هر که برسر کار آید، امید زیادی به بهبود وضع اقتصاد کشور و این همه نابسامانی و فلاکت نخواهد بود. دعوا تنها بر سر قدرت است و ملت در این میان بهانه ای بیش نیستند
مناظره موسوی و احمدی نژاد، یکی از بی سابقه ترین دعواهای پس از انقلاب بر سر قدرت بود که بی پرده و علنی و بدون سانسور در برابر چشم میلیونها ایرانی انجام شد. شاید کمتر کسی انتظار دیدن چنین مناظره ای را داشت.
در مناظره میان موسوی و احمدی نژاد که هر دو رقیب حملات شدیدی را علیه یکدیگر ترتیب دادند، سخنانی بر زبان آمد که شاید اوضاع را در روزهای آینده حساس تر و پرتنش تر نماید. در این مناظره احمدی نژاد با حمله های شدیداللحن به رؤسای جمهوری سابق یعنی هاشمی رفسنجانی و خاتمی گفت که این رقابت میان چهار کاندیدا نیست، بلکه اتحاد سه نفر بر علیه یک نفر برای ساقط کردن وی است. او با انتقاد شدید از هاشمی رفسنجانی که یکی از ارکان مهم رژیم جمهوری اسلامی در تمام سی سال پس از انقلاب بوده است، وی را بازیگردان اصلی پشت صحنه نامید که می خواهد اشراف گری ای را که در زمان هاشمی پایه گذاری شد با روی کار آوردن موسوی ادامه دهد. روزنامه "ایران" هم که از حامیان سرسخت احمدی نژاد در عرصه مطبوعات است، در صفحه اول خود در روز چهارشنبه 13 خرداد از قول احمدی نژاد تیتر زده بود که "می خواهند حلقه شکسته قدرت را بازسازی کنند". احمدی نژاد در این مناظره در واقع روی سخن خود را موسوی نمی دید، بلکه بیشتر طرف حساب خود را هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی به حساب می آورد.
احمدی نژاد در ابتدای سخنان خود ادعایی را مطرح کرد که برای اولین بار به گوش می رسید. او گفت که هاشمی رفسنجانی پس از به قدرت رسیدن وی پیامی به پادشاه یکی از کشورهای عربی فرستاده که «نگران نباشید، دولت احمدی نژاد تا شش ماه دیگر سقوط خواهد کرد»
میرحسین موسوی طرف مناظره احمدی نژاد، در حالی که بارها از آینده کشور ابراز نگرانی کرد، با رگباری از حملات علیه سیاست خارجی احمدی نژاد و اشاره به مواردی که باعث خدشه دار شدن نام و اعتبار ایرانیان در دنیا گردیده است، مانند پرداختن به قضیه هولوکاست و آزادی ملوانان انگلیسی در پی فشارهای لندن و بدرقه آنان از سوی احمدی نژاد با کت و شلوارهای اهدایی و همچنین ادعای توطئه چینی آمریکاییها برای ربودن وی در عراق، احمدی نژاد را به خیالبافی و توهم و خرافه گرایی و شکست در سیاست های خارجی متهم کرد و سیاستهای اقتصادی وی در داخل را باعث تضعیف و نابودی اقتصاد ایران دانست و دولت وی را به قانون گریزی و دیکتاتوری متهم کرد. در پاسخ به حملات موسوی، احمدی نژاد باز به خیالپردازی روی آورد و موقعیت ایران را در عرصه جهانی بسیار خوب توصیف کرد و ادعا کرد که در زمان او ایران عزت خود را در دنیا به دست آورده است! این در حالی است که ایران از لحاظ بین المللی به شدت منزوی شده و دوستان زیادی جز چند کشور محتاج و نان به نرخ روز خور دردنیا برایش باقی نمانده است.
احمدی نژاد نفی هولوکاست و سخنان جنجال برانگیزش در این مورد را که به حیثیت ایران لطمه وارد کرده است، مورد تایید شخص رهبر دانست و گفت که این حرفها را که من زدم، به تایید رهبری رسیده است و ادعا کرد که با طرح نفی هولوکاست، نسبت به اتهامات اروپا در مورد نقض حقوق بشر در ایران واکنش نشان داده است!
حال چگونه میشود با پیش کشاندن یک واقعه تلخ تاریخی که بی چون و چرا واقعیت دارد و شکی بر آن نمی توان داشت، این همه اعدام و شکنجه و سنگسار و له شدن حقوق شهروندی در ایران را توجیه کرد، معمای بی جوابی است که احمدی نژاد باید پاسخگوی آن باشد! یعنی اگر اتحادیه اروپا اعدام و سنگسار را در ایران محکوم می کند، برای شانه خالی کردن ازمسئولیت، باید ادعا کرد که شش میلیون یهودی بی دفاع در زمان هیتلر، وحشیانه قتل عام نشده اند!! حال در این میان پیدا کنید پرتقال فروش را!
نکته جالب دیگری که احمد نژاد بر زبان راند و میر حسین موسوی نیز آنرا تکذیب نکرد، این بود که به گفته احمدی نژاد، موسوی نیز در زمان نخست وزیری خواهان محو اسرائیل شده بود و قرار بود در آن زمان برای نبرد با اسرائیل نیرو به لبنان اعزام کنند! ظاهراً سیاست پرهزینه ادعای محو اسرائیل مورد اقبال تمام آقایان است و از این بابت فرقی میان احمدی نژاد و موسوی نیست. به علاوه میرحسین موسوی در این مناظره به طور علنی گفت که ما با مردم اسرائیل دوستی نداریم! یعنی همان سیاست مخربی که احمدی نژاد در برابر اسرائیل در پیش گرفته و گویی میرحسین نیز اگر به جای او بنشیند، بر همان روش خواهد بود ولی شاید به شیوه هایی دیگر!
در بخش دیگری از این مناظره احمدی نژاد با نشان دادن مدرک دکترای همسر میرحسین موسوی یعنی زهرا رهنورد در برابر دوربین تلویزیون ، آنرا غیر قانونی دانست و گفت که همسر شما بر خلاف قانون استاد دانشگاه و سپس رئیس دانشگاه شده و مدرک دکترای او حقیقی نیست که واکنش موسوی را در پی داشت که همسر خود را مهمترین روشنفکر زن ایران دانست، حال با چه معیار و ترازویی ایشان این صفت عالی را به همسر خود نسبت داد، باید از خود میر حسین موسوی پرسید! اما به نظر می آید که این کار یکی از اشتباهات تاکتیکی احمدی نژاد در این مناظره بود چراکه ممکن است با تاثیر احساسی و عاطفی ای که در میان برخی مخاطبان برجای می گذارد به ضرر احمدی نژاد تمام شود.
موضوع دانشجویان ستاره دار نیز بخشی از مناظره بود که احمدی نژاد اصل ماجرا را به زمان دکتر معین وزیر علوم دولت خاتمی نسبت می داد و میرحسین موسوی آن را یکی از بی قانونی های دولت احمدی نژاد می شمرد.
میرحسین موسوی در کل مناظره تقزیباً بر کلمات مسلط نشان نمی داد و گاهی برای جمع بندی حرفهایش دچار مشکل میشد و بارها و بارها از کلمه «چیز» استفاده کرد ولی در مقابل او، احمدی نژاد در سخنانش مسلط تر به نظر می آمد و حرکات دست و صورت را در جلوی دوربین بهتر انجام می داد.
اما جنجالی ترین و مهم ترین نکته در این مناظره، آوردن نام رفسنجانی و پسران وی و ناطق نوری و آقازاده اش از سوی احمدی نژاد بود که آنان را به فساد مالی متهم کرد که در واقع چیزی به جز دزدی سران نظام و پسرانشان معنی نمی دهد. احمدی نژاد گفت : « پسر ناطق نوری چطور میلیاردر شده؟ خود ناطق نوری چگونه زندگی می کند؟ پسران هاشمی رفسنجانی چگونه میلیاردر شده اند؟»
بدین گونه سخنان احمدی نژاد، به صورت غیر مستقیم شخص خامنه ای رهبر نظام را نیز به زیر سوال می برد، چرا که علی اکبر ناطق نوری، مشاور بلندپایه رهبر جمهوری اسلامی و از نزدیکان اوست و چنانچه فساد مالی او و خانواده اش واقعیت داشته باشد، شخص رهبر نیز در مظان اتهام قرار می گیرد که چنین مشاوران فاسدی را دور خود جمع نموده است.
غلامحسن کرباسچی و محسن صفایی فراهانی نیز به صراحت از سوی احمدی نژاد متهم به رانت خواری و جمع آوری اموال غیر مشروع شدند.
دعوای این دو کاندیدا بر سر تصاحب پست ریاست جمهوری و سخنانی که میان این دو رد و بدل شد که در طول رقابتهای انتخاباتی پس از انقلاب بی سابقه بود، نشان داد نظام جمهوری اسلامی از ابتدا تا کنون چقدر از درون به فساد و دزدی گرفتار بوده و زمانی که گرگها برای لقمه چربی به نام قدرت باهم درگیر می شوند، به یکدیگر رحم نکرده وچگونه به قول معروف پته یکدیگر را بر روی آب می ریزند!
با مناظره شب گذشته باید انتظار مناظره های داغ تری میان کروبی و رضایی با احمدی نژاد و واکنش یکی از مهمترین ارکان قدرت در جمهوری اسلامی، یعنی هاشمی رفسنجانی نسبت به سخنان احمدی نژاد بر علیه خانواده اش بود. شاید این سخنان برای احمدی نژاد گران تمام شود.
اما در مجموع از حملات بی سابقه طرفین به یکدیگر که بگذریم، چیزی که بیش از همه رخ می نمود این بود که هیچیک از دو کاندیدا برنامه ای برای کشور و مردم نداشتند و تنها به حملات تند و تیز علیه یکدیگر پرداختند، و این نشان دهنده آن است که هر که برسر کار آید، امید زیادی به بهبود وضع اقتصاد کشور و این همه نابسامانی و فلاکت نخواهد بود. دعوا تنها بر سر قدرت است و ملت در این میان بهانه ای بیش نیستند
No comments:
Post a Comment