كاريكاتورهايي از 4 نامزد انتخاباتي

سگ زرد برادر شغاله.ما ايراني هستيم و رئيس جمهور ايراني ميخواهيم نه اين عرب زاده ها رو. همشون سر تا پا يه كرباسن









*****************************
هراسهاي بيهوده
تا بوده همين بوده
فرزندهاي مشروع
شرع قانون
و تباهي پوچي
بيهودگي و عمر ميرسد
به سي پنجاه هفتاد
و حاصل چند فرزند
و چندين نواده
و اين است ضمانت زندگي
گوسفدان آبادي بالا
چه فرق دارد آبادي پايين

چوپانها سر مست
مغرور
سر شير است
پنير هست
و ماستهاي ترشيده
و گه گاهي
گرگهاي دريده
و در هر جشني
و در هر عذايي
سري بريده
من رفتم
ميروم جايز نيست
من رفتم
من رفتم و حديث گفتم
چوپان به از گوسفند
آزادي به از بند
چه با لبخند چه بي لبخند
آزادي به از بند

******************************
من به بی عدالتی رای نمیدم
من به بی لیاقتی رای نمیدم
من به بی کفایتی رای نمیدم
من به فحشا و فساد رای نمیدم
من به شلاق زدنا رای نمیدم
من به تازیانه ها رای نمیدم
من به چوبه های دار رای نمیدم
من به سنگسار شدنا رای نمیدم
به ولایت فقیه رای نمیدم
زیر بار ظلم ملا رای نمیدم

وقتی گرگها بر سر قدرت یکدیگر را می درند

نقدی بر مناظره موسوی و احمدی نژاد، زمانی که گرگها بر سر قدرت یکدیگر را می درند

مناظره موسوی و احمدی نژاد، یکی از بی سابقه ترین دعواهای پس از انقلاب بر سر قدرت بود که بی پرده و علنی و بدون سانسور در برابر چشم میلیونها ایرانی انجام شد. شاید کمتر کسی انتظار دیدن چنین مناظره ای را داشت.

در مناظره میان موسوی و احمدی نژاد که هر دو رقیب حملات شدیدی را علیه یکدیگر ترتیب دادند، سخنانی بر زبان آمد که شاید اوضاع را در روزهای آینده حساس تر و پرتنش تر نماید. در این مناظره احمدی نژاد با حمله های شدیداللحن به رؤسای جمهوری سابق یعنی هاشمی رفسنجانی و خاتمی گفت که این رقابت میان چهار کاندیدا نیست، بلکه اتحاد سه نفر بر علیه یک نفر برای ساقط کردن وی است. او با انتقاد شدید از هاشمی رفسنجانی که یکی از ارکان مهم رژیم جمهوری اسلامی در تمام سی سال پس از انقلاب بوده است، وی را بازیگردان اصلی پشت صحنه نامید که می خواهد اشراف گری ای را که در زمان هاشمی پایه گذاری شد با روی کار آوردن موسوی ادامه دهد. روزنامه "ایران" هم که از حامیان سرسخت احمدی نژاد در عرصه مطبوعات است، در صفحه اول خود در روز چهارشنبه 13 خرداد از قول احمدی نژاد تیتر زده بود که "می خواهند حلقه شکسته قدرت را بازسازی کنند". احمدی نژاد در این مناظره در واقع روی سخن خود را موسوی نمی دید، بلکه بیشتر طرف حساب خود را هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی به حساب می آورد.

احمدی نژاد در ابتدای سخنان خود ادعایی را مطرح کرد که برای اولین بار به گوش می رسید. او گفت که هاشمی رفسنجانی پس از به قدرت رسیدن وی پیامی به پادشاه یکی از کشورهای عربی فرستاده که «نگران نباشید، دولت احمدی نژاد تا شش ماه دیگر سقوط خواهد کرد»

میرحسین موسوی طرف مناظره احمدی نژاد، در حالی که بارها از آینده کشور ابراز نگرانی کرد، با رگباری از حملات علیه سیاست خارجی احمدی نژاد و اشاره به مواردی که باعث خدشه دار شدن نام و اعتبار ایرانیان در دنیا گردیده است، مانند پرداختن به قضیه هولوکاست و آزادی ملوانان انگلیسی در پی فشارهای لندن و بدرقه آنان از سوی احمدی نژاد با کت و شلوارهای اهدایی و همچنین ادعای توطئه چینی آمریکاییها برای ربودن وی در عراق، احمدی نژاد را به خیالبافی و توهم و خرافه گرایی و شکست در سیاست های خارجی متهم کرد و سیاستهای اقتصادی وی در داخل را باعث تضعیف و نابودی اقتصاد ایران دانست و دولت وی را به قانون گریزی و دیکتاتوری متهم کرد. در پاسخ به حملات موسوی، احمدی نژاد باز به خیالپردازی روی آورد و موقعیت ایران را در عرصه جهانی بسیار خوب توصیف کرد و ادعا کرد که در زمان او ایران عزت خود را در دنیا به دست آورده است! این در حالی است که ایران از لحاظ بین المللی به شدت منزوی شده و دوستان زیادی جز چند کشور محتاج و نان به نرخ روز خور دردنیا برایش باقی نمانده است.

احمدی نژاد نفی هولوکاست و سخنان جنجال برانگیزش در این مورد را که به حیثیت ایران لطمه وارد کرده است، مورد تایید شخص رهبر دانست و گفت که این حرفها را که من زدم، به تایید رهبری رسیده است و ادعا کرد که با طرح نفی هولوکاست، نسبت به اتهامات اروپا در مورد نقض حقوق بشر در ایران واکنش نشان داده است!

حال چگونه میشود با پیش کشاندن یک واقعه تلخ تاریخی که بی چون و چرا واقعیت دارد و شکی بر آن نمی توان داشت، این همه اعدام و شکنجه و سنگسار و له شدن حقوق شهروندی در ایران را توجیه کرد، معمای بی جوابی است که احمدی نژاد باید پاسخگوی آن باشد! یعنی اگر اتحادیه اروپا اعدام و سنگسار را در ایران محکوم می کند، برای شانه خالی کردن ازمسئولیت، باید ادعا کرد که شش میلیون یهودی بی دفاع در زمان هیتلر، وحشیانه قتل عام نشده اند!! حال در این میان پیدا کنید پرتقال فروش را!

نکته جالب دیگری که احمد نژاد بر زبان راند و میر حسین موسوی نیز آنرا تکذیب نکرد، این بود که به گفته احمدی نژاد، موسوی نیز در زمان نخست وزیری خواهان محو اسرائیل شده بود و قرار بود در آن زمان برای نبرد با اسرائیل نیرو به لبنان اعزام کنند! ظاهراً سیاست پرهزینه ادعای محو اسرائیل مورد اقبال تمام آقایان است و از این بابت فرقی میان احمدی نژاد و موسوی نیست. به علاوه میرحسین موسوی در این مناظره به طور علنی گفت که ما با مردم اسرائیل دوستی نداریم! یعنی همان سیاست مخربی که احمدی نژاد در برابر اسرائیل در پیش گرفته و گویی میرحسین نیز اگر به جای او بنشیند، بر همان روش خواهد بود ولی شاید به شیوه هایی دیگر!

در بخش دیگری از این مناظره احمدی نژاد با نشان دادن مدرک دکترای همسر میرحسین موسوی یعنی زهرا رهنورد در برابر دوربین تلویزیون ، آنرا غیر قانونی دانست و گفت که همسر شما بر خلاف قانون استاد دانشگاه و سپس رئیس دانشگاه شده و مدرک دکترای او حقیقی نیست که واکنش موسوی را در پی داشت که همسر خود را مهمترین روشنفکر زن ایران دانست، حال با چه معیار و ترازویی ایشان این صفت عالی را به همسر خود نسبت داد، باید از خود میر حسین موسوی پرسید! اما به نظر می آید که این کار یکی از اشتباهات تاکتیکی احمدی نژاد در این مناظره بود چراکه ممکن است با تاثیر احساسی و عاطفی ای که در میان برخی مخاطبان برجای می گذارد به ضرر احمدی نژاد تمام شود.

موضوع دانشجویان ستاره دار نیز بخشی از مناظره بود که احمدی نژاد اصل ماجرا را به زمان دکتر معین وزیر علوم دولت خاتمی نسبت می داد و میرحسین موسوی آن را یکی از بی قانونی های دولت احمدی نژاد می شمرد.

میرحسین موسوی در کل مناظره تقزیباً بر کلمات مسلط نشان نمی داد و گاهی برای جمع بندی حرفهایش دچار مشکل میشد و بارها و بارها از کلمه «چیز» استفاده کرد ولی در مقابل او، احمدی نژاد در سخنانش مسلط تر به نظر می آمد و حرکات دست و صورت را در جلوی دوربین بهتر انجام می داد.

اما جنجالی ترین و مهم ترین نکته در این مناظره، آوردن نام رفسنجانی و پسران وی و ناطق نوری و آقازاده اش از سوی احمدی نژاد بود که آنان را به فساد مالی متهم کرد که در واقع چیزی به جز دزدی سران نظام و پسرانشان معنی نمی دهد. احمدی نژاد گفت : « پسر ناطق نوری چطور میلیاردر شده؟ خود ناطق نوری چگونه زندگی می کند؟ پسران هاشمی رفسنجانی چگونه میلیاردر شده اند؟»

بدین گونه سخنان احمدی نژاد، به صورت غیر مستقیم شخص خامنه ای رهبر نظام را نیز به زیر سوال می برد، چرا که علی اکبر ناطق نوری، مشاور بلندپایه رهبر جمهوری اسلامی و از نزدیکان اوست و چنانچه فساد مالی او و خانواده اش واقعیت داشته باشد، شخص رهبر نیز در مظان اتهام قرار می گیرد که چنین مشاوران فاسدی را دور خود جمع نموده است.

غلامحسن کرباسچی و محسن صفایی فراهانی نیز به صراحت از سوی احمدی نژاد متهم به رانت خواری و جمع آوری اموال غیر مشروع شدند.

دعوای این دو کاندیدا بر سر تصاحب پست ریاست جمهوری و سخنانی که میان این دو رد و بدل شد که در طول رقابتهای انتخاباتی پس از انقلاب بی سابقه بود، نشان داد نظام جمهوری اسلامی از ابتدا تا کنون چقدر از درون به فساد و دزدی گرفتار بوده و زمانی که گرگها برای لقمه چربی به نام قدرت باهم درگیر می شوند، به یکدیگر رحم نکرده وچگونه به قول معروف پته یکدیگر را بر روی آب می ریزند!

با مناظره شب گذشته باید انتظار مناظره های داغ تری میان کروبی و رضایی با احمدی نژاد و واکنش یکی از مهمترین ارکان قدرت در جمهوری اسلامی، یعنی هاشمی رفسنجانی نسبت به سخنان احمدی نژاد بر علیه خانواده اش بود. شاید این سخنان برای احمدی نژاد گران تمام شود.

اما در مجموع از حملات بی سابقه طرفین به یکدیگر که بگذریم، چیزی که بیش از همه رخ می نمود این بود که هیچیک از دو کاندیدا برنامه ای برای کشور و مردم نداشتند و تنها به حملات تند و تیز علیه یکدیگر پرداختند، و این نشان دهنده آن است که هر که برسر کار آید، امید زیادی به بهبود وضع اقتصاد کشور و این همه نابسامانی و فلاکت نخواهد بود. دعوا تنها بر سر قدرت است و ملت در این میان بهانه ای بیش نیستند

جمع آوری شناسنامه سربازان برای رای سازی در نمایش انتخابات

سایت حکومتی کلمه: شیراز- یک منبع آگاه گفت از چند روز پیش دريک پادگان آموزشی درکازرون تعداد دو تا سه هزار جلد شناسنامه سربازان جمع آوری شده است. این فرد که نخواست نامش فاش شود افزود: مراجعه سربازان برای دریافت شناسنامه ها بی نتیجه مانده است و مسوولان از پس دادن شناسنامه های این افراد خودداری کرده اند. وی ادامه داد: حتی به سربازانی هم که شناسنامه های خود را به همراه نداشتند مرخصی داده شده است تا شناسنامه های خود را آورده و به مسوولان تحویل دهند.

حمله طرفداران احمدی نژاد به ساختمان مجمع تشخیص مصلحت


سایت آفتاب: ساختمان مرکز تحقیقات استراتراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام شب گذشته توسط گروهی از هواداران محمود احمدی‌نژاد مورر حمله قرار گرفت. اغتشاش‌گران در حالی‌که شعارهایی در حمایت از احمدی‌نژاد سر می‌دادند به ساختمان مرکز تحقیقات استراتژیک حمله کردند. آشوب‌طلبان شعارهایی علیه شخصیت‌های نظام از جمله آیت‌الله هاشمی؛ رئیس مجلس خبرگان رهبری سر می دادند.

درگیری و بازداشت در دانش‌گاه آزاد تهران مرکز واحد پونک

فعالان حقوق بشر در ایران

در پی حمله‌ی نیروهای بسیجی و شبه نظامی و پاره کردن پوسترهای یکی از کاندیداهای اصلاح طلب ریاست جمهوری در دانش‌گاه تهران مرکز واحد پونک درگیری‌هایی ایجاد شده است که تا کنون ادامه دارد.

بر اساس گزارش‌های دریافتی مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران این دانش‌گاه هم‌اکنون در محاصره نیروهای نظامی و امنیتی قرار دارد و دست کم تا کنون سه نفر بازداشت شده‌اند. بر اساس گزارش‌ها احتمال می رود محمد شوراب و سلمان سیما از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد منجمله بازداشت‌شده‌گان باشند.

درگیری‌های رخ داده در این دانش‌گاه بسیار نگران کننده گزارش شده و جو امنیتی سنگینی اطراف دانش‌گاه وجود دارد. هم‌چنین تمامی ارتباط‌های مخابراتی تلفن همراه در این منطقه مسدود شده است.

آخرین وضعیت زندانی کرد محکوم به اعدام


فعالان حقوق بشر در ایران

آخرین وضعیت هیوا بوتیمار در گفتگو با خلیل بهرامیان

هیوا بوتیمار (عبدالواحد) روزنامه‌نگار کرد ایرانی در تاریخ 5 بهمن 1385 بازداشت و توسط دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم شده بود، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در خصوص آخرین وضعیت این روزنامه نگار با دکتر خلیل بهرامیان وکیل مدافع وی گفتگویی صورت داده است که عینا در پی می آید :

- درباره وضعیت آقای هیوا (عبدالواحد) بوتیمار توضیح دهید و چطور شد که شما وکالت ایشان را پذیرفتید؟

من پرونده ایشان را بعد از اینکه دادگاه مربوطه رای اعدام صادر کرد بنا به درخواست خانوده ایشان در دیوان عدالت قبول کردم، لایحه ای نوشتم در 16 بند ایراد نسبت به حکم صادره که خوشبختانه دیوان عالی کشور تمام ایرادات را وارد دانست، پرونده را نقض کردند و فرستادند به دادگاه مریوان و چیزی که جالب است این است که وقتی من خواستم از آقای بوتیمار وکالت بگیرم به دادستان سنندج که آقای بوتیمار آن زمان آن جا بازداشت بود مراجعه کردم، ایشان گفت که باید به وکالت نامه تمبر بزنید و تمبر زدند با اینکه رایج هست که بعد از گرفتن وکالت تمبر بزنیم، من گفتم جلوی هرگونه بهانه ای را بگیرم و بتوانم موکلم را ببینم، به هر حال رفتم در زندان امنیتی سنندج وکالت از ایشان گرفتم، ولی همانطور که اطلاع دارید زندانی وقتی در یک زندان است، اثر انگشت باید توسط عوامل زندان تایید شود.

من با حضور خود مسئولین زندان امضا و اثر انگشت را گرفتم ولی مامورین زندان امنیتی برای تایید اثر انگشت گفتند خودتان تایید کنید، ایرادی ندارد، من گفتم قانون این گونه می گوید و باید شما به عنوان مامور زندان اثر انگشت را تایید نمایید، گفتند در اینجا ما این کار را نمی کنیم. من ازآقای بوتیمار وکالت گرفتم و خودم هم اثر انگشت را تایید کردم و به دیوان عدالت مراجعه کردم، و دیوان هم این امضا را پذیرفت و بعد رفتم و جریان شکستن رای پیش آمد. به زندان مریوان دوباره مراجعه کردم چون پرونده به آن جا ارجاع داده شده بود، بعد از مراجعه به زندان گفتند باید اصل وکالت نامه باشد، گفتند باید این امضا و اثر انگشت در زندان تایید می شد، من جریان پیش آمده را گفتم ولی نپذیرفتند و در این کشاکش؛ اقای صالح نیک بخت اصرار داشتند که شخصا این کار را انجام دهند. خانواده بوتیمار با من صحبت کردند، من گفتم به هر حال ما که قهرمان بازی نمی خواهیم در بیاوریم، مساله نجات موکل بالاتر از هر چیزی است و این درگیری بین من و آقای صالح نیک بخت ممکن است به ضرر موکل تمام شود و بگذارید خود آقای نیک بخت به این پرونده رسیدگی کنند. متاسفانه آقای نیک بخت رفت و دوباره حکم اعدام شد. تا بعد از مراجه و پیگیری من مقوله به عفو انجامید. و امروز عفو شده و حکم اعدام شکسته شده. من تا این جا پرونده ی آقای بوتیمار به عنوان وکیل ایشان بوده ام.

- درباره جایزه ای که قرار بود در رم به آقای بوتیمار اهدا شود و شما از طرف ایشان قرار بود جایزه را دریافت کنید توضیح دهید.

قرار بود جایزه ای به آقای بوتیمار اهدا شود در رم، من به نمایندگی از آقای بوتیمار می خواستم به رم بروم. وقتی در فرودگاه از مامور گذرنامه هم عبور کردم و قاعدتا ممنوع الخروج نبودم، می خواستم سوار هواپیما بشوم، مامورین اطلاعات گفتند که شما نمی توانید بروید. هم پاسپورت من را گرفتند و هم 2 سال ممنوع الخروج شدم سر این مساله. وقتی پاسپورت من را می گرفتند، من گفتم به چه دلیل ممنوع الخروج شدم، گفتند شما اعلام کرده اید که پرونده ها را در مراجع قضایی بین المللی اعلام خواهید کرد که این به ضرر جمهوری اسلامی است و به همین دلیل ممنوع الخروج شده اید. من گفتم یک وکیل دادگستری هستم و ایران جزئی از مراجع بین المللی است و چون ایران عضو سازمان ملل متحد است، باید به این قوانین و ضوابط جهانی تن در دهد و دادگاه های بین المللی می تواند برای تمام کشور ها تشکیل شود و هر پرونده ای که من نتوانم در مراجع قضایی داخلی از آن ها دفاع کنم خواه نا خواه، برای دفاع از حقوق موکلم در مراجع بین المللی هم دفاع خواهم کرد. من وکیل دادگستری هستم، نه سیاسی هستم نه هیچ چیز و از مساله ای هم ترسی ندارم و این موضوع که بتوانم در دادگاه های بین المللی دفاع کنم حق من و موکل من است.

- دلایل بازداشت آقای هیوا بوتیمار اولین بار چه چیزی بود و الان حکمشان چه چیزی است؟

تا آن جایی که من اطلاع دارم ایشان در زندان سنندج بازداشت هستند و پرونده ایشان آن چیزی که من دیدم جرمی مرتکب نشده اند. زمانی که جنگ ایران و عراق بود هیوا بوتیمار تنها سه سالش بود. و در روستایی که دقیقا کنار مرز بود زندگی می کرد. با سه چهار بچه و یک خانواده بسیار بسیار فقیر. هیوا در همان سه سالگی به همراه خانواده خود به چند روستا انتقال داده شدند چون می بایستی ارتش می آمد و در مقابل عراق مقاومت می کرد. این روستا چندین بار بین ایران و عراق دست به دست شد. جنگ که تمام شد این خانواده باز به روستای خود برگشتند، به همان خانه ی 40-50 متری که هفت هشت نفر در آن جا زندگی می کنند. فقر بیش از حد منطقه باعث شد بچه های هم سن بوتیمار، می رفتند در مناطق جنگی و در پادگان هایی که تشکیل شده بود پوکه های فشنگ را جمع می کردند و به آهن گری ها می فروختند و خرج زندگی خودشان را می دادند. و در عین حال فشنگ هم ریخته بود و جمع می کردند. بوتیمار یک برادر داشت آن طرف مرز، فعال سیاسی بود. گفته بود فشنگ ها را به کسی نده و در نهایت یک فرد می آید آنجا دوست من است و این فشنگ ها را از تو می گیرد. می آید و فشنگ ها را از آقای بوتیمار می گیرد و مستقیم با گزارش های غیر واقعی به اطلاعات می دهد. و گزارش می دهد که ایشان در فعالیت های نظامی است. آقای بوتیمار در جنبش هواداری محیط زیست در منطقه مریوان فعال بود و یک روزنامه هم در می آوردند و در آن مقاله می نوشت و در نهایت ایشان را گرفتند. من پرونده را که مطالعه کردم دیدم همه ی پرونده بر روی شایعات بنا شده است.هیوا بوتیمار کاری نکرده است. پرونده ها که می آید معمولا سیاست جزایی بعضی از قضات در بعضی موارد این گونه است که رای اعدام صادر کنند برای ایجاد رعب و وحشت تا دیگران بترسند و بعضی از مواقع این احکام اعدام هم اجرا می شود متاسفانه کسانی که بی گناهند. و در نهایت این پسر را می گیرند و من هم همانطور که گفتم وکلالت او را گرفتم و با استدلالاتی که کردم، دیوان عالی کشور که اصلا سابقه نداشت حکمی را نقض کند مخصوصا در شعبه ی 2/30 که به این مساله معروف بود، اتفاقا نقض کرد

نوجوانی دیگر در آستانه اعدام قرار دارد

فعالان حقوق بشر در ایران

ابراهیم گودرزوند چگینی فرزند منصور متولد 2 تیرماه 1365، به جرم قتلی که در حدود 17 سالگی (اردیبهشت 82) مرتکب شده است، 6 سال است که در زندان رودبار زندانی است و هم اکنون با تائید شدن حکم قصاص در آستانه اعدام قرار دارد.

آقای چگینی در طی یک شوخی و درگیری کودکانه با دوست هم سال خود، با چاقو ضربه ای به سینه مقتول وارد آورده که همین ضربه منجر به مرگ شده است و پس از طی مراحل قضایی حکم اعدام وی در دادگاههای تالی و دیوان عالی تائید شده است.

هر چند آقای چگینی از وکیل مدافع منتخب بی بهره است اما خانواده این زندانی مدعی استیذان آیت الله شاهرودی جهت اجرای حکم اعدام در طی روزهای آتی هستند.

طبق ماده 37 کنوانسیون حقوق کودک اجرای مجازات اعدام و حبس های طولانی مدت برای کودکان تا قبل از پايان سن هجده سالگی ممنوع است. در ضمن در بند 6 ماده ی 5 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی صراحتاً حکم اعدام برای کودکان زیر 18 سال ممنوع اعلام شده است..علیرغم این مهم کشور ایران بالاترین میزان اعدام کودکان را در جهان داراست.


ضربه اساسی احمدی نژاد به آبروی نظام جمهوری اسلامی و بنیانگذارانش


تاریخی بود و شگفت انگیز! ماجرای مناظره را می گویم، از احمدی نژاد سخن می گویم! احدی نمی توانست به این قدرت و به شکل مستند بنیانگذاران نظام را بی آبرو کند. دشمنان نظام ولایت فقیه از شادی در پوست نمی گنجیدند. اگر از شما سوال کنند که پنج تن از بانیان نظام جمهوری اسلامی را نام ببرید؛ آیا شما قادر خواهید بود نام هاشمی رفسنجانی را بر زبان نیاورید؟ سوابق و خدمات رفسنجانی برای استقرار و استمرار نظام جمهوری اسلامی قابل اغماض نیست. او عملاً دست راست خمینی در سالهای رهبریش بود و پست هایی به مراتب مهم تر و حساس تر از رهبر فعلی داشت. حال احمدی نژاد با تمام قوا به جان این پایه جمهوری اسلامی و یارغار خمینی افتاده و دزد و مفسدش می خواند. بی شک هیچ اپوزیسیونی به این طرز و در برابر ده ها میلیون مخاطب نمی توانست نظام جمهوری اسلامی و پایه گذارش و یاران نزدیکش را در چشم خلق الله تا این حد رسوا و بی آبرو کند! دزد و مفسد خوانده شدن هاشمی رفسنجانی ها و ناطق نوری ها و سایرین بهترین هدیه ی احمدی نژاد برای توده ی دل چرکین ملت ناراضی و لذیذ ترین خوراک برای مخالفان تفکر ولایت فقیه بود. آری! احمدی نژاد با اره و تیشه به جان شاخه ای افتاده که خود برآن نشسته و مشغول سوراخ کردن قایقی است که خودش و مولایش از راکبان آن هستند.


خودکشی زندانی زن برای رهائی از چنگال دژخیمان رژیم


فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

خودکشی منجر به مرگ یک زن جوان زندانی برای رهائی یافتن از شکنجه های طاقت فرسا

بنابه گزارشات رسیده از بند 7 زنان زندان گوهردشت ، یک زن زندانی برای رهائی یافتن از شکنجه های غیر انسانی مسئولین زندان اقدام به خودکشی کرد و جان باخت.
زندانی مهناز اکبر تهرانی 22 ساله ابتدا به حفاظت و اطلاعات زندان برده شد و وحشیانه مورد شکنجه قرار گرفت شکنجه ها علیه او به حدی بود که چهرۀ او خونین و با کمک پاسداربندها به سلول انفرادی بند 7 زنان زندان گوهردشت منتقل شد. او در سلولی قرار گرفت که دارای شرایط طاقت فرسایی است. زنان زندانی که به سلولهای انفرادی منتقل می شوند در روز از یک جیره غذایی برخوردار هستند و آنها را در گرسنگی مفرط قرار میدهند . همچنین در طی 24 ساعت 2 بار امکان اسفاده از دستشوئی دارند. و به مدت طولانی امکان استفاده از حمام را ندارندو در شرایط بهداشتی فاجعه بار قرار می گیرند. شرایط زنان زندانی طاقت فرسا و قرون وسطائی است و غیر قابل تشریح است و شرایط آنها نسبت به مردان زندانی بسیار دشوارتر است .و از هیچ حقی برخوردار نیستند. تجاوز به زنان زندانی و بی دفاع بخصوص آنهایی که به حفاظت واطلاعات زندان گوهردشت برده می شوند و یا در سلول انفرادی قرار داده می شوند از شکنجه معمول کارگزاران زندان و پاسدار بندها می باشد. زنان زندانی بیش از 3 ماه ناچار هستند که در سلولهای انفرادی(سگ دونی) بسر ببرند. خانم مهناز اکبر تهرانی یکی از بیشمار زنانی که دچار وحشیگری پاسداران زندان قرار گرفت این زن جوان و بی دفاع برای پایان دادن به دردها و رنجهای خود ساعت 07:00 صبح در سلول انفرادی اقدام به خودکشی می کند و ساعت 12:00 متوجه می شوند که او اقدام به خودکشی کرده و جان باخته است.
زنان زندانی توسط علی محمدی معاون زندان، ترابی رئیس بازرسی زندان،کرمانی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان،فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات زندان و خادم رئیس بند 1 ، از بند زنان به حفاظت و اطلاعات زندان برده می شوند و توسط این افراد مورد شکنجه جسمی جنسی وحشتناکی قرار می گیرند این شکنجه ها به حدی ضد بشری است که امکان تشریح انها نیست. درنده خوئی و اعمال ضد بشری علیه زنان زندانی بی دفاع همه مرزهای را درنوردیده است .
علی محمدی ،ترابی ،کرمانی، نبی الله فرج نژاد و خادم همچنین برای زهر چشم گرفتن از سایر زندانیان آنها را در معرض دید سایر زندانیان آماج باتومهای برقی خود قرار می دهند و تا بیهوشی زندانی به شکنجه زندانی ادامه می دهند یکی از زندانیانی که قربانی این شکنجه وحشیانه قرار گرفته بود خانم فریبا علیزاده است .
فشارها و شرایط طاقت فرسا علیه زنان زندانی به حدی است که آمار خودکشی در بین آنها بسیار بالا است. و کارگزاران زندان تمامی سعی و تلاش خود را بکار می برند که از اتفاقات جنایتکارانه که در این بند روی میدهد جلوگیری نمایند. و اخبار آن به بیرون درز نکند. و در صورت انتشار هر خبری یکی از زنان بی دفاع را به بهانۀ اینکه اخبار زندان را به بیرون داده است با شرایط وحشتناک فوق مواجه می سازند.
زنان زندانی حق کوچکترین اعتراضی و یا خواسته ای را ندارند و در غیر اینصورت با شکنجه های جسمی و جنسی فوق مواجه می شوند. پاسداران زندان سعی دارند که اراده انسانی آنها را سلب کنند و بصورت مطلق تسلیم خواسته های خود کنند.
شیوه غیر انسانی دیگری که برای به اعتیاد کشاندن زنان زندانی بکار برده می شود با اسرار در اختیار آنها متدون و یا قرصهای اعتیاد آور قرار میدهند این داروهای اعتیاد آور و خطرناک را بعنوان داروهای آرام بخش به زندانیان زن تجویز می کنند و مسر در مصرف آنها هستند. این طرح توسط فردی به نام محلاتی در زندانهای تهران از چند سال گذشته دنبال می شود .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،شکنجه های جسمی و جنسی و حشیانه و ضد بشری علیه زنان زندانی که منجر به خودکشی آنها می شود را محکوم می کند. و از تمامی سازمانهای مدافع حقوق زنان جهان ،کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری برای نجات جان زنان زندانی در زندان گوهردشت خواستار اقدامات عملی است.

نمایش مسخره مناظره تلویزیونی کاندیداهای رژیم


شب گذشته نخستین مناظره تلویزیونی کاندیداهای دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی در ایران برگزار گردید. این مناظره که میان کروبی و محسن رضایی انجام شد یکی از کسالت بار ترین بخش های « نمایش انتخاباتی رژیم » بود که از فرط شوری صدای آشپز را هم بلند کرد .
در این برنامه نمایشی بی آن که دو طرف مناظره به گفت و گوی رو در رو بپردازند، هر دو شرکت کننده پاسخگوی پرسش های بی رمق مجری برنامه شدند و از آن جا که سخنی برای گفتن نداشتند، به تکرار همان کلی گویی هایی پرداختند که در تمامی دوره گشت و گذارهای تبلیغاتی خود در این سو و آن سو بر زبان رانده بودند . از جمله وعده خنده آور « ملی کردن دوباره صنعت نفت و پرداخت ماهیانه هفتاد هزار تومان به هر ایرانی بالای هیجده سال » که از سوی مهدی کروبی تکرار گردید و همچنین اعطای پست های دولتی به جوانان لیسانس به بالا که از سوی محسن رضایی بر زبان آورده شد .
بی آن که مجری دست کم نقش مجری گری را ایفا کرده و چگونگی انجام این شعارهای پوچ را از شرکت کنندگان جویا شود .
شرکت کنندگان البته از تعریض به احمدی نژاد فرو گذار نکردند . چنان که کروبی به طور تلویحی اشاره ای داشت به خرافه پروری های احمدی نژاد ؛ و محسن رضایی با این جمله : « من نمي خواهم تيمي را بياورم که به جاي اداره دولت ، خود رييس جمهور را اداره کند » هیات دولت احمدی نژاد را زیر سوال برد .
سردی و بی رمقی این برنامه تا بدانجا بود که محسن رضایی در میانه جلسه خویشتنداری را از کف داد و رو به مجری اظهار کرد که ما خیال می کردیم این یک مناظره است ، اما ظاهرا تصمیم به مصاحبه بوده است .
با این همه مجری نخواست و نتوانست پاسخ روشنی به این ابهام بدهد . اگر چه بینندگان سرانجام در پایان برنامه پاسخ رازگونه را از زبان مهدی کروبی شنیدند .
کروبی در انتهای برنامه وقتی مجری می خواست این نمایش نچسب را با این جمله به پایان ببرد که برخی بینندگان تماس گرفته اند که : « ما خیال می کردیم به تماشای مناظره ای پر شور و حرارت خواهیم نشست » ، گفت : خوب بود به مردم می گفتید که ما « محدودیت » داشتیم برای حرف زدن !
امشب قرار است دو دلقک دیگر این نمایش مسخره یعنی احمدی نژاد و موسوی به روی صحنه بیانید.