کارگران، مردم آزاده و همه نیروهای آگاه جامعه ایران، سی سال است بر علیه حکومت جهل و جنایت اسلامی مبارزه می کنند. اما در سه ماه اخیر این مبارزه به حدی به اوج خود رسید که میلیون ها نفر از شهروندان ایرانی در خیابان ها با شعارهایی هم چون «مرگ بر دیکتاتور»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و ...، با انتشار هزاران فیلم و گزارش و خبرهای لحظه به لحظه ای که از صحنه های مبارزه خود گرفته بودند و از طریق سایت های اینترنتی، فیس بوک، یوتوپ، رادیو، تلویزیون و غیره منتشر شد، عمیقا افکار عمومی مردم جهان را تحت تاثیر قرار دادند.
امروز به دلیل این که کشتن تظاهرکنندگان در خیابان ها، گرفتن اقرار دروغین از زندانیان در زیر شکنجه، تجاوز به زندانیان و حتی کشتن آن ها در زیر شکنجه توسط نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی به گوش مردم جهان نیز رسیده است، بیش از هر زمان دیگری این حکومت، منفورترین حکومت جهان محسوب می شود. اکنون علی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی، احمدی نژاد رییس جمهوری این حکومت و دیگر سران و مسئولین آن با همه ارگان هایشان از قوه قضائیه تا سپاه پاسداران، از لباس شخصی ها تا نیروهای بسیج و غیره به دلیل جنایت علیه بشریت، آن چنان رسوا شده اند که حتی در اظهارنظرهای خود نیز دچار جنون شده اند.
خامنه ای و احمدی نژاد، نه تنها در آدمکشی، بلکه در دروغگويی و کلاهبرداری نیز مهارت فوق العاده ای دارند! آن ها، با بی شرمی روز روشن را سیاه و سیاهی شب را روشنایی می نامند. برای نمونه احمدی نژاد در تاریخ ۶ شهريور ۱٣٨٨ - ۲٨ اوت ۲۰۰۹، در نماز جمعه تهران گفت: «همه می دانند در ايران انتخابات يک امر اصيل است، برخلاف دموکراسی های رايج دنيا که يک نمايش و يک طراحی از پيش تعيين شده است.»؟!
وی، در ادامه هذیان گویی های خود، بی شرمانه ادعا کرد: «به عنوان یک فرد مطلع می گویم آنچه در کوی دانشگاه و برخی بازداشتگاه ها انجام شد اجزای دیگری از سناریوی دشمن و وابستگان جریان برانداز بود.» احمدی نژاد با استناد به شواهد، دلایل و اسناد ادعایی خود تاکید کرد: ساحت نیروهای انقلاب اعم از امنیتی، نظامی انتظامی و اطلاعاتی از این اقدامات شرم آور مبراست.» وی گفت: «بسیجیان در خیابان ها کتک خوردند، دم برنیاوردند و مراقب حقوق عمومی بودند تا به کسی و جایی تعرض نشود.»
عموما ديكتاتورها در بيانات خود هم اغراق می كنند و هم دروغ می گویند و هم در اعمال قدرت خود به جامعه، به هر كاری از جمله سرکوب و کشتار برای كنترل جامعه متوسل می شوند. برخی از آدم ها و حکومت ها به دلیل این که هیچ منطقی را نمی پذیرند به دروغ گویی، عوام فریبی و زور متوسل می شوند. با اقدامات قلدرمنشانه خود زير دست ها و شهروندان را تحت ستم و آزار مداوم قرار می دهند تا از آن ها زهرچشم بگیرند و به اطاعت کورکورانه وادار نمایند. كنار آمدن با افراد قدرت طلب و پرخاشگر و رهایی از سلطه حکومت های دیکتاتوری کار مشكلی است و آن ها به راحتی از سلطه خود دست برنمی دارند. تا آن جایی که در توان دارند به زور و سرکوب و کشتار مخالفین متوسل می شوند اما قدرت آن ها در مقابل خیزش عمومی بسیار شکننده است و دیر یا زود هم چون بادکنی می ترکند. بنابراین، دیکتاتورهایی هم چون خامنه ای و احمدی نژاد جنون آدمکشی دارند.
بی جهت نیست که 120 پزشک و روانپزشک نامه نوشته و توصیه کرده اند که از این پس مقامات و مسئولین کشور، پیش از انتصاب از نظر روانی مورد معاینه قرار گیرند. اتفاقا این نامه در روزنامه جمهوری اسلامی نیز منتشر شده است، در پی افشای جنایاتی است که در زندان ها و بازداشتگاه ها، علیه معترضان صورت گرفته است.
بحث تنها بر سر روانی بودن و جنون شکنجه و تجاوز به زندانیان و حتی کشتن آن ها در زیر شکنجه توسط مسئولین بازداشتگاه ها و زندان ها، روان پریشی بازجویان و یا اختلال روانی فرماندهان نیروی انتظامی و سپاهی نیست، حتی بحث بر سر حالات روانی و غیرعادی احمدی نژاد و خامنه ای نیز است. اساسا چه تفاوتی هست بین آن هایی که با مسئولان و شکنجه گران در زندان و بازداشتگاه ها که به زنان و دختران و پسران جوان تجاوز می کنند و در زیر شکنجه می کشند با فرمان های خامنه ای و احمدی نژاد و غیره. تازه نقش رهبری، سیاست های کلان را تعیین می کند نه مامورین و معزورین. از این رو، جنایت سران و جناح های حکومت اسلامی را نباید در حد بیماری روانی تنی چند از بازجوها و یا ماموران زندان ها تنزل داد. سران و عناصر رده بالای حکومت اسلامی، آگاهانه و از پیش طرح ترور، سرکوب، شکنجه، سنگسار، اعدام و غیره را به تصویب می رسانند، جنبه «قانونی؟!» می دهند و سپس نیروهای سرکوبگر و وحشی خود را مامور اجرا آن ها می کنند.
باین ترتیب، بر خلاف ادعاهای دروغین و کاذب احمدی نژاد، نه تنها وی و دولتش در نزد اکثریت مردم ایران، بلکه در نزد افکار عمومی مردم جهان نیز منفورترین دولت هاست! فراتر از آن نیز رهبرش خامنه ای، اگر روزی خبری از سرکوب و کشتار و شکنجه و تجاوز به زندانیان و اعدام نشوند آرام نمی گیرد و تعادل خود را از دست می دهد.
امروز به دلیل این که کشتن تظاهرکنندگان در خیابان ها، گرفتن اقرار دروغین از زندانیان در زیر شکنجه، تجاوز به زندانیان و حتی کشتن آن ها در زیر شکنجه توسط نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی به گوش مردم جهان نیز رسیده است، بیش از هر زمان دیگری این حکومت، منفورترین حکومت جهان محسوب می شود. اکنون علی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی، احمدی نژاد رییس جمهوری این حکومت و دیگر سران و مسئولین آن با همه ارگان هایشان از قوه قضائیه تا سپاه پاسداران، از لباس شخصی ها تا نیروهای بسیج و غیره به دلیل جنایت علیه بشریت، آن چنان رسوا شده اند که حتی در اظهارنظرهای خود نیز دچار جنون شده اند.
خامنه ای و احمدی نژاد، نه تنها در آدمکشی، بلکه در دروغگويی و کلاهبرداری نیز مهارت فوق العاده ای دارند! آن ها، با بی شرمی روز روشن را سیاه و سیاهی شب را روشنایی می نامند. برای نمونه احمدی نژاد در تاریخ ۶ شهريور ۱٣٨٨ - ۲٨ اوت ۲۰۰۹، در نماز جمعه تهران گفت: «همه می دانند در ايران انتخابات يک امر اصيل است، برخلاف دموکراسی های رايج دنيا که يک نمايش و يک طراحی از پيش تعيين شده است.»؟!
وی، در ادامه هذیان گویی های خود، بی شرمانه ادعا کرد: «به عنوان یک فرد مطلع می گویم آنچه در کوی دانشگاه و برخی بازداشتگاه ها انجام شد اجزای دیگری از سناریوی دشمن و وابستگان جریان برانداز بود.» احمدی نژاد با استناد به شواهد، دلایل و اسناد ادعایی خود تاکید کرد: ساحت نیروهای انقلاب اعم از امنیتی، نظامی انتظامی و اطلاعاتی از این اقدامات شرم آور مبراست.» وی گفت: «بسیجیان در خیابان ها کتک خوردند، دم برنیاوردند و مراقب حقوق عمومی بودند تا به کسی و جایی تعرض نشود.»
عموما ديكتاتورها در بيانات خود هم اغراق می كنند و هم دروغ می گویند و هم در اعمال قدرت خود به جامعه، به هر كاری از جمله سرکوب و کشتار برای كنترل جامعه متوسل می شوند. برخی از آدم ها و حکومت ها به دلیل این که هیچ منطقی را نمی پذیرند به دروغ گویی، عوام فریبی و زور متوسل می شوند. با اقدامات قلدرمنشانه خود زير دست ها و شهروندان را تحت ستم و آزار مداوم قرار می دهند تا از آن ها زهرچشم بگیرند و به اطاعت کورکورانه وادار نمایند. كنار آمدن با افراد قدرت طلب و پرخاشگر و رهایی از سلطه حکومت های دیکتاتوری کار مشكلی است و آن ها به راحتی از سلطه خود دست برنمی دارند. تا آن جایی که در توان دارند به زور و سرکوب و کشتار مخالفین متوسل می شوند اما قدرت آن ها در مقابل خیزش عمومی بسیار شکننده است و دیر یا زود هم چون بادکنی می ترکند. بنابراین، دیکتاتورهایی هم چون خامنه ای و احمدی نژاد جنون آدمکشی دارند.
بی جهت نیست که 120 پزشک و روانپزشک نامه نوشته و توصیه کرده اند که از این پس مقامات و مسئولین کشور، پیش از انتصاب از نظر روانی مورد معاینه قرار گیرند. اتفاقا این نامه در روزنامه جمهوری اسلامی نیز منتشر شده است، در پی افشای جنایاتی است که در زندان ها و بازداشتگاه ها، علیه معترضان صورت گرفته است.
بحث تنها بر سر روانی بودن و جنون شکنجه و تجاوز به زندانیان و حتی کشتن آن ها در زیر شکنجه توسط مسئولین بازداشتگاه ها و زندان ها، روان پریشی بازجویان و یا اختلال روانی فرماندهان نیروی انتظامی و سپاهی نیست، حتی بحث بر سر حالات روانی و غیرعادی احمدی نژاد و خامنه ای نیز است. اساسا چه تفاوتی هست بین آن هایی که با مسئولان و شکنجه گران در زندان و بازداشتگاه ها که به زنان و دختران و پسران جوان تجاوز می کنند و در زیر شکنجه می کشند با فرمان های خامنه ای و احمدی نژاد و غیره. تازه نقش رهبری، سیاست های کلان را تعیین می کند نه مامورین و معزورین. از این رو، جنایت سران و جناح های حکومت اسلامی را نباید در حد بیماری روانی تنی چند از بازجوها و یا ماموران زندان ها تنزل داد. سران و عناصر رده بالای حکومت اسلامی، آگاهانه و از پیش طرح ترور، سرکوب، شکنجه، سنگسار، اعدام و غیره را به تصویب می رسانند، جنبه «قانونی؟!» می دهند و سپس نیروهای سرکوبگر و وحشی خود را مامور اجرا آن ها می کنند.
باین ترتیب، بر خلاف ادعاهای دروغین و کاذب احمدی نژاد، نه تنها وی و دولتش در نزد اکثریت مردم ایران، بلکه در نزد افکار عمومی مردم جهان نیز منفورترین دولت هاست! فراتر از آن نیز رهبرش خامنه ای، اگر روزی خبری از سرکوب و کشتار و شکنجه و تجاوز به زندانیان و اعدام نشوند آرام نمی گیرد و تعادل خود را از دست می دهد.
بهرام رحمانی
No comments:
Post a Comment